از آخرین باری که قرار بود حرف بزنم، زمان زیادی میگذره.. حرفامو یادم رفته.. راستش من ن عاشقم ن فارغ، ن آبم ن قایق، ن غرق میکنم ن نجات میدم.. ن گرفتار آدمیم ن آدمی گرفتار من..من فقط گاهی گرفتار خودم میشوم..!!
ما فکر میکردیم جهاناز تنهایی مان بزرگتر است ،چمدان برداشتیم وراه افتادیم ... به هر کجا که رسیدیم تنهایی دهان باز کرد و جهان از چمدان مان ریخت !... 👤افسانه سعدی خانی
HoMe EmaiL ProFiLe MozHgaN