دستم رو زیر آب خنک گرفتم و تا جایی ک عطشم برطرف میشد با کف دستم آب خوردم.. حس شیرین بعد از ظهرای تابستونِ بیست و چن سال پیش رو دوباره لمس کردم..آب از نوک دماغ تا چانه ام میچکید.. ظاهرا خانم همسایه ک ب آلزایمر مبتلا بود و ی روز تمام گم شده بود رو ساعت 4 صبح در حالی ک از سرما ب خودش میلرزید رو توو پارک محل پیدا میکنن..و من نمیدونم چرا انقد عاشق پرسپولیسم..!!من خیلی ب ولنتاین اعتقادی ندارم ولی برای عشق و دوس داشتن احترام قائلم و اعتقاد دارم هر چیزی ک آدمها رو بهم وصل کنه و هر بهونه ای ک به ماها یادآوری کنه ک از بودن بعضی آدمها چقد حالمون خوبه و هر اتفاقی که باعث بشه بیشتر قدرشون رو بدونیم و بهشون بگیم ک چقد برای ما ارزش دارن رو باید زنده نگه داشت..امروز من از لابلای اون پانسمان مختصر انگشت برادرم درد رو حس میکردم، اون لبخند میزد و من چیزی ب قلبم چنگ میزد..!!
+
تــاریـخ ساعـت به قـلـم الهام
|
فقط دلم میخواد اینو بدونی ک... من قاصد اون روزایی ک منتظرش هستی، نیستم..!!!
+
تــاریـخ ساعـت به قـلـم الهام
|
بعضی لحظهها خوبند... پارهای دلپذیرتر هستند؛ و بعضی حتی ارزش نوشتن را دارند.#چارلز بوکوفسکی
+
تــاریـخ ساعـت به قـلـم الهام
|
نشستم رو بروش.. گفتم: ب خاله نگفتی چقد دوسش داری؟ زُل زد توو چشام و ی اوممممم کِش دار اومد و گفت: خیلی زیاد.. گفتم چنتا مثلا؟ گفت: خب من بیشتر از اینا نمیتونم بشمارم ولی بیشتر از این دوتا و دساشو نشونم داد..گفتم: خب با دستات ب خاله نشون بده..بعد دستهامو باز کردم و گفتم ببین مثلا من اینهمه دوسِت دارم..اونم گفت: خاله اینجوری ن ...!! بعد من رو بغل کرد و گفت انقد دوست دارم..همیشه با بچه ها ک حرف میزنم چیزای زیادی ازشون یاد میگیرم..
#تصویر ذهنی ی دختر بچه 3 ساله از دوست داشتن
+
تــاریـخ ساعـت به قـلـم الهام
|
رفتنها و اومدن ها و حتی موندن هامون، چقدر شبیه ب مرگ و تولد شده، هیچکدومش دس آدم نیس.. ولی اگر موندی باید زندگی کنی..!!
+
تــاریـخ ساعـت به قـلـم الهام
|
کاش آدمها میفهمیدن، سکوتت در مقابل دروغهاشون.. معنیش نفهمیدن تو نیس، سکوت ب احترام صداقتِ..
+
تــاریـخ ساعـت به قـلـم الهام
|