اهواز مثل این رفیقای قدیمی و با مرام میمونه که همیشه برا همه مایه میذاره اما خودش همیشه تنهاس ..

+ تــاریـخ ساعـت به قـلـم الهام |
سکوت جایی برای شکنجه ی کلام..

و در سکوت چ واژه هایی ک بی گناه قتل عام نمیشوند..!!

+ تــاریـخ ساعـت به قـلـم الهام |
هیچوقت نفهمیدم دردهام شدیدا قوی ان و من از اونها قویترم، یا دردهام ضعیف ان  و من از اونها ضعیفتر...!!!

+اینکه ندونی از سر ضعفِ یا قوتِ ک داری تحلیل میری ولی هنوز ایستادی.. خیلی دردِ..!!

+ تــاریـخ ساعـت به قـلـم الهام |
ی زمانی هر کی از دلگیری غروبای جمعه شکایت میکرد.. پیش خودم میگفتم مگه چجوریه؟ امروز اما خودم دچارشم.!!!

امروز دلگیرترین جمعه ی زندگیم رو دارم تجربه میکنم..

+ تــاریـخ ساعـت به قـلـم الهام
گفت چرا انقد ساکتی تو.. گفتم وقتی ی سرو گردن بالاتر از خیلیا باشی اما دیوارت از همه کوتاهتر ..ترجیح میدی عزای سکوت بگیری چون فهمیده نمیشی ...

+ تــاریـخ ساعـت به قـلـم الهام |
14 سالِ ک با مُهری نماز میخونم ک تربت کربلاست.. نمازی ک بارها شده نخوندمش تا اینکه خودش من رو میخوند و باز میخوندمش.. عمو از کربلا برام آورد..!!

14 سالِ شبِ اول محرم بابا میاد ب خوابم ..!! چهارده سالِ پیش همچین شبی، دقیقا وقتی بزرگترین امیدها رو داشتم برای برگشتن پدر..ولی بابا میون ی دنیا بُهت و ناباوری من برای همیشه رفت.. شبی که انتظار داشتم بعد بیست و چند روز  بابا بهوش بیاد چشماش رو باز کنه ولی چشماش برای همیشه بسته موند..!!! گاهی روزگار چیزهایی رو از آدم میگیره ک خیلی ب داشتنشون ب بودنشون و موندنشون مطمئنِ..

غروبای محرم برام ی جور ناجوری دلگیرِ.. انگار سینم رختشورخونه باشه .. هر لحظه و هر دقیقه انگار کسی قلبم را از جا کنده و باز بگذارد سرجایش ...دلهره هایم غصه هایم دلتنگی هایم را از خواب بیدار کرده و به جان من انداخته باشد..!!!

امروز تمام دلتنگیهایم را  تووی دفتری نوشتم ..این یک خط از چن صفحه دلتنگی ام بود برای پدری که دیشب باز هم ب خوابم آمد و با هم بستنی توت فرنگی خوردیم..بستنی توت فرنگی ک دیروز غروب مادر گرفته بود ولی از شدت حال بد توو فریزر فراموش شد.. اون هایی ک من رو میشناسن خوب میدونن ک فقط وقتی خیلی حالم بدِ بستنی هایم آب میشود...!!

+ تــاریـخ ساعـت به قـلـم الهام |
انقد از خاندان پدری کسی نیامد ب دیدنمان ک امروز غروب وقتی عمو من رو رسوند خونه، همسایه ی همیشه فضولمان چشم و ابرو می آمد..آنقدر کسی آنها را با ما ندید.. آنقدر من بدون عمو رفتم و آمدم ک آن همسایه فکر میکرد .. آن آقای خوشتیپ و چشم رنگی با موی جو گندمی نامزد من است و من یهویی رونمایی کردم از نامزدم بدون مشورتش..!!

با اینکه هیچوقت از عموهایم خوشم نمی آمد، اما دلم میخواد ساعتها بشینم نگاشون کنم.. بوی پدرم را میدهند..!! دلم میخواد بغلشان کنم اما امروز حتی با عمو روبوسی نکردم چون از آدمهای نامرد خوشم نمی آید بوی پدرم را میدهد اما نامردی متعفنش کرده بود.. بوی تعفن میداد..!!!

#پارادوکس

+ تــاریـخ ساعـت به قـلـم الهام
امام حسین(ع) بیشتر از آب تشنه لبیک بود، افسوس به جای افکارش زخم‌هایش را نشان‌مان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند ..

#دکتر علی شریعتی 

+ تــاریـخ ساعـت به قـلـم الهام |
دختر خالم موهاش رو توو خونه رنگ کرده ..زنگ زده میگه موهام رو خراب کردم انقدر ناراحتم ک دوس دارم موهام رو از ته بزنم بعد اینکه به روش خودم آرومش کردم خداحافظی کرد..ی ساعت بعد زنگ زده میگه شوهرش موهاشو همون رنگی کرده فقط برای اینکه خوشحالش کنه .. بنظرم ک خیلی کار جذابی کرده البته خداروشکر ک رنگ مویی ک استفاده کردن تیره بود :)

+ تــاریـخ ساعـت به قـلـم الهام
ی وقتاییم بجای مقاومت در برابرتغییر، همراه شیم با زندگی.. بذاریم زندگی جریان داشته باشه.. نگران زیر و رو شدن زندگیمون نباشیم از کجا معلوم که زیر زندگیمون از روش بهتر نباشد؟

+ تــاریـخ ساعـت به قـلـم الهام |
مدتی هست که حیرانم و تدبیری نیست..

#وحشی بافقی

+ تــاریـخ ساعـت به قـلـم الهام |
نشسته  بودیم گرم صحبت بودیم که یهو دیدم ی حبه قند انداخته توو چاییم قندِ داشت عین این قرص جوشان توو لیوانم حل میشد ..حباب میشد.. حس میکردم اعصاب منم داشت عین این قنده حل میشد ..حبابا تموم نشده لیوان چای رو خالی کردم رو هیکلش ..نیششو ک تا بنا گوشش باز بود بست..کیفم رو برداشتم و اومدم بیرون فقط ب این فکر میکردم چطور صداش در نیومد چایی داغ بود و جیکشم درنیومد..!!پیرهن و شلوارش ک داغون شد خودش رو نمیدونم :)

3 ساعت پیش استوری گذاشته بود و معذرت خواهی کرده بود.. واتساپ ی کلیپ فرستاد برام و بازم معذرت خواهی کرد..

+مریضیِ یا وسواس یا هر چیز دیگه ... مسخره کردن دیگران اونم توو جمع اصلا کار قشنگی نیس.. حداقل من خیلی آدم خوش اخلاقی نیستم اینجور وقتا..!!!

+ تــاریـخ ساعـت به قـلـم الهام
خسته ام خدا، در آغوشت مرا جایی هست؟ 

+ تــاریـخ ساعـت به قـلـم الهام |
من فکر می‌کنم آن چه موجب رنجش آدم‌ها از یکدیگر می‌شود، این است که:
غالبا ما آدم‌ها توقع داریم طرف مقابل‌مان، به تمام وقایع دنیا از زاویه‌ی دید ما نگاه کند!
در صورتی‌که درون هر آدمی دنیای متفاوتی وجود دارد که با پذیرش این تفاوت‌ها، روابط شکل مناسب‌تری خواهند داشت.

#گونترگراس_ طبل حلبی

+ تــاریـخ ساعـت به قـلـم الهام |
ب جایی رسیدم که برای حرف زدن با آدمها استخاره میکنم..!!

+ تــاریـخ ساعـت به قـلـم الهام |
ای کاش آدما ی روز ب این درک برسن ک از حال خوبِ دیگران حالشون بد نشه .. ماها ب همون اندازه ک نیاز داریم از حال بدمون بگیم نیاز داریم ی وقتایی حال خوبمون رو هم بگیم ب اشتراک بذاریم ن برای شوآف ن برای باعث حسرت کسی شدن ..شاید برای اینکه بگی حال خوب و بد نداره رفیق اگ رفیق باشه توو خوشیات از توام خوشحالتره ..متاسفانه برای من عکسش اتفاق افتاد و مدتها توو شوک برخورد دوستی بودم ک مدتها توو بدحالیش کنارش بودم..!!

+ تــاریـخ ساعـت به قـلـم الهام |
یک جایی دور..هر چند دیر..!!!

+ تــاریـخ ساعـت به قـلـم الهام |