برای چندمین باره از ساعت 10 شب تا این موقع صبح میرم چکش میکنم ببینم خوابه یا بیدار..دیشب انقد خسته برگشت خونه ک شام نخورده خوابش برد ولی من رو خواب نبرد یعنی در واقع جهان آلوده ی خواب است و من در وهم خود بیدار..!!!

آبی بصورتم زدم موهامو پشت سرم جم کردم و چای ساز رو زدم رو مود چای..در یخچال رو باز میکنم تا صبحونه رو اماده کنم اما تو این فاصله ای ک داشتم انتخاب میکردم چی بردارم اب جوش اومد و من چای رو دم کردم..عسل و کره برداشتم پنیر محلی دوتا تخم مرغ گذاشتم بیرون..کتابم رو برداشتم چن صفحه ای بخونم ک یهو ی صدای بلند و خونه ک در یک سکوت و تاریکی بدی فرو رفت ی لحظه..برق رفت و من همون لحظه متوجه نشدم.. 

کاش برقِ بیاد، نیاد هم چای سرد میشه هم کره آب..منم ک دلم میخواد بدونه حواسم بهش هست..

+ تــاریـخ ساعـت به قـلـم الهام |