چقد برای رفتنت زود بود..چقد دنیا ب تو حال خوب بدهکار است..
من هنوز زانوهای بی جون احسان یادمِ هنوز یادم نمیره اشکاشو بوسیدن دستاتو..
خانه ابدی مبارک بخواب ک تخت خالیت جگر سوز است بخواب ک دنیا سرابی بیش نیست دخترخاله جان..
ما فکر میکردیم جهاناز تنهایی مان بزرگتر است ،چمدان برداشتیم وراه افتادیم ... به هر کجا که رسیدیم تنهایی دهان باز کرد و جهان از چمدان مان ریخت !... 👤افسانه سعدی خانی
HoMe EmaiL ProFiLe MozHgaN