وقتی حسابی ابریم سر روی شونت میذارم
بازم مث بچگیام همش بهونه میارم
مث همون بچگیا که برنمیگرده دیگه
میشم همون که دردشو جز تو به هیشکی نمیگه
میخواهم همیشه اون دعات پشت و پناه من باشه
نگاه مهربان تو گرمی راه من باشه
ما فکر میکردیم جهاناز تنهایی مان بزرگتر است ،چمدان برداشتیم وراه افتادیم ... به هر کجا که رسیدیم تنهایی دهان باز کرد و جهان از چمدان مان ریخت !... 👤افسانه سعدی خانی
HoMe EmaiL ProFiLe MozHgaN